سرباز ولایت

نظر
sarbazvelay313
آیسان احتشامی دختری است که وارد ورزشگاه شد و توسط ماموران نیرو انتظامی به بیرون ورزشگاه هدایت شد. . . . . . .
سحر خدایاری حر خدایاری در اسفندماه سال 97 و در حالی که پوشش نامناسب داشته است، با ماموران نیروی انتظامی درگیر می‌شود و به آنها اهانت می‌کند و همین امر باعث حضور او در دادگستری بوده است. رسانه‌های ضد انقلاب و غربی در چند روز اخیر با موج‌سواری برروی این حادثه تلاش کردند خودسوزی این دختر را به ورد او به ورزشگاه نسبت دهند. .........
الاغ کسی است که علیرغم درک واقعیت باز هم هشتگ دختر آبی را می زند.... اولئک کالانعام بل هم اضل

نظر

 

به نام خدا و برای خدا 

بر اساس قانون بودجه سال 95 باید یارانه 20 میلیون از دهک‌های بالای جامعه، بخصوص ایرانیان مقیم خارج از کشور، حذف می شد، اما اکبر ایزدی رییس سازمان هدفمندی یارانه‌ها اخیرا گفته است: «یارانه ایرانیان مقیم خارج حذف نشده است

باید اعتراف کرد که بخش قابل توجهی از دولت و مجلس در تصرف لیبرالها است و لذا دولت اراده‌ای برای اجراء قانون بر اساس منافع حزبی ندارد و انتظار نظارت از نمایندگان وکیل الدوله مجلس هم، با ریاست علی لاریجانی منتفی است! پس مسئول نظارت بر عملکرد دولت متخلف و متقلب حسن روحانی کیست؟!

در کشورمان نهادهای نظارتی بر عملکرد دستگاههای اجرایی دولت عبارت است: دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور و وزارت اطلاعات، که حقوقشان از جیب مردم پرداخت می شود، اما دولت بر اساس منافع جریان 4 درصدی اشرافیت، قانون مصوب مجلس را دور زده و سالانه 30 هزار میلیارد ریال یارانه به حساب ایرانیان خارج از کشور، که بخشی از آنان آقازاده‌های مسئولین دولتی و ضدانقلاب هستند، واریز می‌نماید و دستگاههای عریض و طویل تظارتی، به نظاره نشسته‌اند!

حال اگر وزارت اطلاعات نتواند به وظیفه قانونی خود عمل نماید! و یا علی لاریجانی چوب لای چرخ دیوان محاسات مجلس بگذارد! پس چه باید کرد؟

انتظار است، برای جلوگیری از فتنه اشرافیت 4 درصدی در سال 98 دو مجموعه‌ نظارتی قوه قضائیه(رؤسای دیوان‌عالی کشور و بازرسی کل کشور)بر اساس بند 10 اصل 110 و اصل 174 قانون اساسی، از منافع کشور و ملت در برابر زیاده‌خواهی و تخلفات گسترده دولت اشرافی حسن روحانی، محافظت و به وظایف قانونی خود عمل نمایند.

چرا دولت خیانت می کند؟!   والسلام 

 


نظر

در پاسخ به سئوال فوق یا به قول جواد ظریف باید گفت: آنها از ایران خواسته‌اند، که تعدادی از کنوانسیونها و معاهداتی که در واقع برای براندازی نظام اسلامی وجه بین المللی به آنها داده‌اند، ایران آنها را بپذرد و به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند!

آنچه که کشورهای استعماری از ایران می خواهند در مثلثی واقع شده که اضلاع آن، امنیت، اقتصاد و فرهنگ ایرانی را هدف گرفته و لذا کنوانسیونها و معاهدات 6 گانه ذیل، همانند شبکه عنکبوتی بدنبال براندازی نرم نظام اسلامی ایران است! 

 

1

-( ISA ((Iran ( ISA ((Sanctions Act قانون تحریم‌های ایران


2- ( FATF  ( Financial Action Task Forceal Action Task Force کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم


3-CTBT ( (Comprehensive Nuclear-Test-Ban Treaty پیمان منع جامع هسته ای


4- NPT (( Non-Proliferation Treaty)eration Treaty) پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای


5-برجام ( Joint Comprehensive Plan of Action) برنامه جامع اقدام مشترک


6- (سند 2030) SDGsSustainable Development Goals)) دگرگون ساختن جهان ما


 

اکثر معاهدات و کنوانسیونهای فوق بدون تصویب مجلس، به همت دولت اجراء شده و لذا تنها نگرانی کشورهای یاده شده، عدم تصویب آنها در مجلس شورای اسلامی است که با همت مردان مرموز فتنه 88 علی لاریجانی رئیس مجلس و حسن روحانی رئیس جمهور در انتهای تصویب آنها قرار دارند!

قطعا اگر شبکه عنکبوتی معاهدات و کنوانسیونهای فوق، کاملا اجرا شود، آنگاه، بهانه های موشکی، حمایت از جریان مقاومت و حقوق بشر، بدون مذاکره حل خواهد شد، زیرا این شبکه در هم تنیده، فرهنگ، اقتصاد و امنیت جامعه را به مخاطره می اندازد و تمام اهداف استکبار برای فروپاشی نظام اسلامی، محقق می گردد!  فلذا برای یافتن ترویستهای داعش، کومله، الاحوازیه و جیش الظلم، نیازی به جستجو در کوه‌ها، دره‌ها و بیابانهای عراق، پاکستان و سوریه نیست، آنها در درون مجلس و همین نزدیکی ها هستند، کافی است که دستگاههای امنیتی و قوه قضائیه انقلابی عمل نمایند. 


والسلام


نظر

مگر می‌شود شهدا فرد مستاصلی که به آن‌ها پناه آورده را رد کنند؟ مگر می‌شود که مهمان‌شان را دست خالی رد کنند؟ اصلا مگر شهدا هرکسی که دعوت می‌شود را خود انتخاب نمی‌کنند؟ نه. قطعا «در این عالم رازی است که جز با خون فاش نمی‌شود» (2) و امروز شهدا در حال فاش کردن رازهایی هستند که تنها درخواست‌کنندگان از آن‌ها می‌توانند به این رازها دست پیدا کنند. مریم در حالی که به دنبال راهی برای نجات بوده است، در مسیر شهدا قرار می‌گیرد. مسیری که وی را به کشتی نجات می‌رساند. مریم نجفی از زایرین راهیان نوری است که تحول یافته و امروز می‌تواند سفیر شهدا باشد. در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس با «مریم نجفی» را می‌خوانید:

**:در ابتدا کمی گذشته خود را توصیف کنید؟

در گذشته حجاب نداشتم. اگر چه خانواده‌ای مذهبی داشتم، اما آزادی کامل داشتم و  دائم در جستجوی آرامش بودم. در دانشگاه با دوستان خود بر سر آرایش کردن و بی‌حجاب بودن رقابت می‌کردم تا پیروز شوم. همیشه می‌خواستم بهترین ظاهر را داشته باشم یا در عکس‌ها از همه زیباتر باشم. اما هیچ‌یک از این کارها من را به آرامش نمی‌رساند.

**:فقط ظاهر و پوشش نامناسب می‌توانست مسبب این نا آرامی‌ها باشد؟

نماز صبح نمی‌خواندم، باقی نمازها را نیز گاهی می خواندم و گاهی قضا می‌شد. مشکلات بسیاری برای من به وجود آمده بود.  معتقد هستم کسی که از خدا دور می‌شود، گرفتار مشکلاتی در زندگی می‌شود و آرامش خود را از دست می‌دهد.

 

 

**:چه انگیزه‌ای باعث شد، نوع پوشش و حجاب خود را تغییر دهید؟

یکی از دوستان پیشنهاد داد که «برای رسیدن به آرامش، حجاب هم می‌تواند یک گزینه باشد.» بدون تحقیق با حجاب شدم و متاسفانه پس از گذشت شش هفته حجاب را کنار گذاشتم. رفتار و تمسخر دوستانم یکی از عللی بود که حجابم تغییر کرد.

**:یعنی مجدد ظاهرتان مثل گذشته شد؟

زمانی‌که حجاب را کنار گذاشتم، دچار عذاب وجدان شدم؛ چراکه به قول‌هایی که به امام زمان (عج) و حضرت زهرا (س) داده بودم، بدعهدی کردم. همانند گذشته شده بودم و مجدد آرامش خود را از دست داده بودم. مطمئن بودم آرامش خود را با حجاب به دست می‌آورم.

**:چه انگیزه‌ای باعث شد مجدد حجاب را انتخاب کنید؟

حجاب را رها کردم، چون عجولانه آن را انتخاب کرده بودم. تصمیم گرفتم اطلاعات خود را پیرامون حجاب کامل کنم. کتاب خواندم. صوت گوش دادم. سخنرانی استاد «علی‌اکبر رائفی‌پور» در آگاه‌سازی من بسیار مفید بود. تصمیم خود را گرفته بودم، اما ترس از شکست مجدد، ترس از این‌که باز هم مورد تمسخر واقع شوم؛ مانع می‌شد که با اطمینان حجاب را انتخاب کنم. در جستجوی یک جرقه بودم. یک معجزه‌ که من را ثابت قدم کند.

**:این معجزه رخ داد؟

در همین زمان یکی از دبیرانم پیام داد و گفت، «مریم دوست داری با ما به سفر راهیان نور بیایی؟» و من با کمال میل پذیرفتم. به معلم خود گفتم، «من از شهدا یک معجزه می‌خواهم. اگر در این سفر یک نشانه نشانم دهند، مجدد چادر را انتخاب می‌کنم.» روز اول سفر به راهیان نور بدون معجزه به پایان رسید. روز دوم نیز به همین شکل؛ هیچ نشانه‌ای ندیدم. روز سوم راهی شلمچه شدیم. هنگام ورود معلم خود را دیدم و به من گفت، «بیا اسفند دود کن!» استقبال کردم. یاد خواهشی که از شهدا داشتم، افتادم. به نیت یافتن نشانه اسفند دود کردم.

وارد یادمان شلمچه شدیم. به دلم افتاد کفش‌های خود را دربیاورم. شنیده بودم این خاک با پوست، گوشت و خون جوان‌هایی آمیخته شده که به خاطر من و امثال من از دلبستگی‌های خود گذشتند. جوان‌هایی که پدر، مادر، همسر و یا فرزندان خود را نتوانستند در لحظه آخر ببینند و در آغوش بگیرند. با همین تفکرات، به خاک‌ها نگاه کردم. سپس به پاهای خود نگریستم که روی این خاک‌ها قدم برمی‌داشتند. تصور می‌کردم در سفر راهیان نور خاک می‌بینی و خاکی می‌شوی. اما این‌طور نبود. این خاک با خاک‌های دیگر متفاوت بود.

**:نشانه‌ای که در جستجو آن بودید، پیدا کردید؟

وقتی نشستیم روی خاک شلمچه، غروب بود. تعریف غروب شلمچه را شنیده بودم، اما درک نکرده بودم. منتظر یک تلنگر بودم. مداح شروع به روضه‌خوانی کرد. شنیدن همین یک جمله کافی بود تا حالم دگرگون شود. «خوش به سعادت خانم‌ها که چادر دارند؛ که چادرشان مثل حضرت زهرا خاکی می‌شود؛ که چادرشان از این خاک، خاکی می‌شود.» دیگر چیزی نشنیدم. روی خاک‌ها سجده کردم. احساس می‌کردم شهدا نگاهم می‌کنند. از من می‌پرسند، «برای اینکه شبیه حضرت زهرا بشوی، برای اینکه یادگاری حضرت زهرا (س) را انتخاب کنی؛ به دنبال نشانه هستی؟» فهمیدم برای شبیه مادر شدن، نباید به دنبال نشانه بود. همان جا بود که تصمیم گرفتم، همیشه چادرم را حفظ کنم.

**:بیش از دو سال از روزهایی که در جستجوی معجزه بودید، می‌گذرد. این روزها را توصیف کنید؟

از طریق برنامه «از لاک جیغ تا خدا» با خانواده شهید مدافع حرم «مجید قربانخانی» آشنا شدم. قرار بود تصویر این شهید را طراحی کنم. هیچ شناختی از وی نداشتم. نمی‌دانستم شهدای مدافع حرم چه کسانی هستند و چه می‌کنند. زمانی‌که تصویر این شهید را دیدم، متوجه شدم؛ همان شهیدی است که هرگاه در شبکه های اجتماعی عکس‌شان را می‌دیدم چند لحظه‌ای صبر می‌کردم و به چشم‌هایش خیره می‌شدم. اما نام وی را نمی‌دانستم. نمی‌دانستم متحول شده بود؛ نمی‌دانستم تاریخ تولد شهید قربانخانی دقیقا مصادف با روز عقد من است. تصویر طراحی شده صورت شهید، هدیه کوچک من در برابر بزرگی‌های او به خانواده‌ وی بود.

1- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، 1395/04/05

2- شهید آوینی


نظر

 

 

* پیشگویی امام علی از نسب سفیانی

اوصاف شخصی سفیانی

نام سفیانی

در روایات متعددی که از سفیانی و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه «سفیانی» منسوب به ابوسفیان رییس سلسله بنی امیه و «ابن‌آکل?­الاکباد» (پسر زن جگرخوار) که به هند جگرخوار، همسر ابوسفیان اشاره دارد، استفاده شده است. واژه دوم، بدون تردید نام حقیقی شخص مورد نظر ما نیست، بلکه به نسب او اشاره دارد. واژه اوّل نیز نام حقیقی این شخص نیست؛ چرا که از یک­سو، این واژه از «سفیان» و «یا»ی نسبت ترکیب شده است که اشاره به انتساب او به خاندان ابوسفیان است، و نمی‌توان منسوب (لفظی که برای بیان نسبت به کار می­رود) را نام حقیقی شخص، دانست، و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم علیهم‌ السلام درباره نام سفیانی سؤال شده است[1] که نشان می دهد، سفیانی، نام او نیست. بلکه در لسان روایات، به این نام مشهور شده است

درباره نام سفیانی در روایات، اسامی مختلفی به دست ما رسیده است:

1. عثمان بن عنبسة.

امام علی علیه السلام، دراین‌باره فرمودند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ ... اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِی سُفْیَان. [2]

فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک (مرز بین اردن و سوریه) قیام می­کند ... نامش عثمان و فرزند عنبسه است و از فرزندان ابوسفیان است ... .

و مشهور آن است که نام سفیانی، «عثمان» و نام پدرش، «عنبسه» از نسل معاویه بن ابوسفیان می‌باشد.

البته در برخی از منابع نام پدرش «عُیَینَه» آمده که با توجه به اتحاد طریق سند در حدیث، به نظر می‌رسد که آن تصحیف شده «عنبسه» باشد. امام علی علیه السلام دراین‌باره فرمودند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ ... اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عُیَینَه ... .[3]

‏ فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک قیام می­کند ... نامش عثمان و فرزند عیینة است ... .

البته در منابع حدیثی اهل سنت، اسامی دیگری نیز برای سفیانی نقل شده است.[4]

از میان روایاتی که هشت نام را برای سفیانی برشمرده‌اند، پنج نام از غیرمعصوم است و تنها سه نام آن، از پیشوایان معصوم بیان شده و از میان این سه روایت، دو روایت آن از منابع اهل سنت است و تنها روایتی که نام سفیانی را عثمان می‌داند، در منابع حدیثی شیعه آمده است.

با این توصیف، ضعف سندی برخی از این روایات از یک­سو، تأیید نشدن آنها به کمک قراین و شواهد از سوی دیگر، و تعارض آنها با یکدیگر، باعث بی اعتمادی به این روایات می­شود، و در نتیجه ما نمی­توانیم درباره نام سفیانی به صورت قاطعانه و قطعی، قضاوت کنیم.

آیا دانستن نام سفیانی، مفید است؟

البته دانستن نام سفیانی چندان ثمری دربر ندارد؛ چرا که او به هر نامی باشد، هم­نام­های فراوانی خواهد داشت و دانستن نام او به شناسایی دقیق او کمک نخواهد کرد. آنچه مهم است و در شناسایی او تأثیر مهمی دارد، اقدامات سفیانی و حوادث مربوط به او و مختصات جغرافیایی حضور جبهه باطل است. از همین‌رو، پیشوایان دینی بیشتر به تبیین اقدامات او و محل حضور رهبر جریان باطل در عصر ظهور در منطقه شام و سوریه پرداخته­اند.

عبدالله بن ابی ­منصور گوید: از امام صادق علیه ‌السلام پرسیدم که نام سفیانی چیست؟ حضرت فرمودند:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ اسْمِ السُّفْیَانِیِّ فَقَالَ وَ مَا تَصْنَعُ‏ بِاسْمِهِ‏ إِذَا مَلَکَ کُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِینَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِینَ فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِکَ الْفَرَج‏ ... .[5]

 از امام صادق علیه السلام درباره نام سفیانی پرسیدم و جواب داد: با نام او چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج (و امام عصر) باشید ... .

نسب سفیانی

قرآن کریم از بنی‌امیه به عنوان الشجرة الملعونة تعبیر کرده[6] و در احادیث فراوانی تصریح شده که منظور از شجرة ملعون?، بنی‌امیه است.[7] در روایات مهدویت، نیز نقل شده است که سفیانی از سوی پدر به بنی‌امیه و از سوی مادر به قبیله بنی کلب می‌رسد، به عبارت دیگر، آخرین نسل شجره ملعونه در برایر آخرین ذخیره الهی از خاندان کوثر، صف آرایی خواهد کرد. چنانکه امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید:

... هو من بنی‌ أمیّة، و أخواله کلب ... .[8]

... او از تبار بنی‌امیه و دایی‌هایش از قبیلة کلب است ... .

سفیانی، از بطن هند جگرخوار است، چنانکه در احادیث فراوان از او به عنوان: إبن آکلة الأکباد یاد شده است.[9] و نیز در احادیث تأکید شده که او از تبار ابی‌سفیان است.[10]

روایات به چهار شکل به ظاهر متفاوت، از نسب سفیانی سخن گفته­اند:

1. سفیانی از قریش است

در منابع حدیثی اهل سنت، امام علی علیه السلام نقل شده است:

... و یکون بالوادی الیابس عد? عدید?، فیقولون له یا هذا، ما یحل لک أن تضیع الاسلام ... فیقول: لست بصاحبکم. فیقولون ألست من قریش ... و یخرج راغباً فی الاموال. [11]

... در وادی یابس، تعداد اندکی نزد سفیانی می‌روند و به او می­گویند: سزاوار نیست که تو باعث از میان رفتن اسلام شوی ... او می­گوید: من امیر شما نیستم. آنها می­پرسند: آیا تو از قریش نیستی ... و او به طمع به چنگ آوردن ثروت خروج می­کند.

در منابع حدیثی شیعه، نیز نقل شده است:

... رجل من قریش، اخواله (من) کلب ... .[12]

... (سفیانی) مردی از قریش، که از سوی مادر به بنی کلب می رسد ...

2. سفیانی از بنی ­امیه است

امام علی علیه السلام می‌فرماید:

... قال الاحنف من أی قوم السفیانی؟ قال امیرالمؤمنین علیه­ السلام هو من بنی اُمی? ... [13]

... یکی از اصحاب امام علی علیه ‌السلام به نام احنف از آن حضرت پرسید: سفیانی از کدام قبیله است؟ امام علی علیه السلام فرمود: او از بنی­امیه است ... .

و نیز در روایتی زرار? از امام جعفر الصادق علیه السلام چنین نقل می کند:

یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ إِنَّ فُلَاناً هُوَ الْأَمِیرُ وَ یُنَادِی مُنَادٍ إِنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ قُلْتُ فَمَنْ یُقَاتِلُ الْمَهْدِیَّ بَعْدَ هَذَا فَقَالَ: إِنَّ الشَّیْطَانَ یُنَادِی إِنَّ فُلَاناً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ لِرَجُلٍ مِنْ بَنِی أُمَیَّةَ .[14]

ندا دهنده ایی از آسمان ندا می دهد: فلانی، امیر شما است و در مقابل، ندا دهنده دیگری ندا می دهد که علی علیه السلام و شیعیان او، نجات یافته هستند. پرسیدم: چه کسی بعد از این با امام مهدی علیه السلام می جنگد؟ فرمود: شیطان است که برای مردی از بنی امیه (سفیانی) ندی باطل را سر می دهد.

3. سفیانی از نسل ابوسفیان است

امام علی علیه السلام دراین­باره فرموده­اند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ ... وَ هُوَ مِنْ‏ وُلْدِ أَبِی‏ سُفْیَان‏ ... .[15]

... فرزند زن جگر خوار (سفیانی) از وادی یابس، خروج می کند ... و او از فرزندان ابوسفیان است ...

شیخ طوسی در کتاب الغیبه از عمار یاسر، صصحابی پیامبر،  نقل می‌کند:

... وَ یَظْهَرُ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ بِالشَّامِ کُلُّهُمْ یَطْلُبُ الْمُلْکَ رَجُلٌ أَبْقَعُ وَ رَجُلٌ أَصْهَبُ وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ أَبِی سُفْیَانَ ‏... .[16]

... در شام سه نفر بدنبال حکومت هستند؛ ابقع، اصهب، و مردی از تبار ابوسفیان ... .

قابل توجه اینکه فرزندان ابوسفیان پنج نفرند: عتب?، معاوی?، یزید، عنبس?، و حنظل?.

4. سفیانی از نسل زن جگرخوار است

امام علی علیه السلام و امام صادق علیه السلام دراین‌باره فرمودند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ ... .[17]

فرزند زن جگرخوار از وادی یابس قیام می­کند ... .

در این چهار دسته روایات، الفاظی که نسب او را بیان می­کنند، به ظاهر اختلاف دارند، اما همگی به یک حقیقت اشاره دارند؛ چرا که ابوسفیان از قریش و از خاندان بنی­امیه و زن جگرخوار نیز لقب هند، همسر ابوسفیان است. (هند، زن ابوسفیان در جنگ احد وقتی حمزه، عموی پیامبر به شهادت رسید، کوشید تا جگر حمزه را از فرط کینه به دندان بکشد) براین اساس، روایات اتفاق دارند که سفیانی از نسل ابوسفیان است. چنان که شهرت او به سفیانی مؤید این مطلب می باشد.

اما در مورد اینکه سفیانی از نسل کدامین فرزند ابوسفیان است، اقوال مختلفی نقل شده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: از نسل خالد بن یزید بن ابی‌سفیان، از نسل عتبة بن ابی‌سفیان، از نسل یزید بن معاویة بن ابی‌سفیان، از طرف پدر از نسل ابی‌سفیان و از سوی مادر از نسل یزید بن معاویه، از نسل معاویة بن ابی‌سفیان.

امام علی علیه السلام در نامه‌ای به معاویه بطور صریح ذکر می‌کند که سفیانی از فرزندان معاویه بن ابی سفیان می‌باشد:

یَا مُعَاوِیَة ... وَ أَنَ‏ رَجُلًا مِنْ‏ وُلْدِکَ‏ ... أَخْوَالُهُ مِنْ کَلْب‏ ... .[18]

ای معاویه ... مردی از نسل و فرزندان تو  ... و دایی های او از قبیله کلب ... .

شایان ذکر است، اسامی فرزندان ابوسفیان عبارتند از: عتبه، معاویه، یزید، عنبسه، و حنظله.

تعدد این روایات از یک­سو، و گزارش شدن آنها در منابع دست اول حدیثی از سوی دیگر، موجب اطمینان به مضمون آنها می­شود. از این­رو می­توان این مطلب را پذیرفت که سفیانی از نسل ابوسفیان (بنی امیه) و هند جگرخوار (بنی کلب) است. اما در مورد اینکه سفیانی از نسل کدامین فرزند ابوسفیان است، اقوال مختلفی نقل شده است که مشهورترین آن این است که از نسل معاویه می باشد.

علت توجه روایات به نسب سفیانی

علت پرداختن روایات به نسب سفیانی، چیست؟ شاید علت طرح موضوع نسب سفیانی، توجه دادن افکار مسلمانان به این واقعیت باشد که روش سفیانی، همان روش ابوسفیان است و هم­چنان‌که ابوسفیان تمام تلاش خود را برای مقابله با پیامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و ‌آله به کار گرفت، او نیز برای شکست دادن امام مهدی علیه‌ السلام به هر کاری دست خواهد زد. پس مردمان عصر ظهور باید به این واقعیت توجه داشته باشند و از همکاری و همراهی با او بپرهیزند.

امام صادق علیه السلام در این خصوص فرموده­اند:

إِنَّا وَ آلُ أَبِی سُفْیَانَ أَهْلُ بَیْتَیْنِ تَعَادَیْنَا فِی اللَّهِ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا کَذَبَ اللَّهُ قَاتَلَ أَبُو سُفْیَانَ رَسُولَ اللَّهِ وَ قَاتَلَ مُعَاوِیَةُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ قَاتَلَ یَزِیدُ بْنُ مُعَاوِیَةَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ السُّفْیَانِیُ‏ یُقَاتِلُ‏ الْقَائِم.[19]

ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به جهت خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خداوند را تصدیق کردیم و آنها تکذیبش کردند. ابوسفیان با پیامبر ص جنگید و معاویه با علی بن ابی­طالب علیه ‌السلام و یزید با حسین بن علی علیه ‌السلام. سفیانی نیز با قائم علیه‌ السلام خواهد جنگید.

نکته پایانی

از مجموع آنچه ذکر شد، دریافت می شود که دانستن نام سفیانی چندان ثمری دربر ندارد؛ چرا که او به هر نامی باشد، همنام های فراوانی خواهد داشت و دانستن نام او به شناسایی دقیق او کمک نخواهد کرد. آنچه مهم است و در شناسایی او تأثیر مهمی دارد، اقدامات سفیانی و حوادث مربوط به او و مختصات جغرافیایی حضور جبهه باطل است. از همین‌رو، پیشوایان دینی بیشتر به تبیین اقدامات او و محل حضور رهبر جریان باطل در عصر ظهور در منطقه شام و سوریه پرداخته اند. عبدالله بن ابی ­منصور گوید: از امام صادق علیه ‌السلام پرسیدم که نام سفیانی چیست؟ حضرت فرمودند:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ اسْمِ السُّفْیَانِیِّ فَقَالَ وَ مَا تَصْنَعُ‏ بِاسْمِهِ‏ إِذَا مَلَکَ کُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِینَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِینَ فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِکَ الْفَرَج‏ ... .[20]

 از امام صادق علیه السلام درباره نام سفیانی پرسیدم و جواب داد: با نام او چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج (امام عصر) باشید ... .

 


 


نظر

                   

آمار بانک جهانی از ضریب جینی بالای 50ایران قبل از انقلاب

آمارها و تحقیقات انجام شده بر اساس اسناد بانک جهانی نشان می دهد پیش از انقلاب ضریب جینی ایران از عدد 50 نیز فراتر رفته اما این رقم در سال 2013 به 37.3 واحد رسیده که کمترین رقم در میان آمار ارائه شده است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم ، بررسی های آماری در تغییرات ضریب جینی (شاخص عدالت و برابری در توزیع درآمد و ثروت) طی سال های بعد از انقلاب نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران همانطور که وعده داده بود، توانسته وضعیت فقرا و مستضعفان را بهبود بخشد به نحوی که به رغم جنگ 8 ساله و فشارهای تحریمی غرب، وضعیت فقرا بعد از انقلاب نسبت به سال های پیش از پیروزی انقلاب که ایران تحت حمایت شدید کشورهای غربی قرار داشت بهتر شده است.

در واقع مقایسه استانداردهای زندگی در دوران قبل و بعد از انقلاب نشان می دهد که حتی بدون اینکه سرانه تولید ناخالص داخلی کشور افزایش قابل توجهی داشته باشد، میزان فقر کاهش یافته است و این بدان معناست که وضعیت نسبی فقرا در جامعه ایران بهبود یافته است.

برق رسانی به روستاها و توزیع کوپنی کالاهای مختلف در کنار کمک مستقیم به فقرا از طریق شبکه ای از خیریه های نیمه دولتی که بزرگترین آنها کمیته امداد امام خمینی بوده، در کاهش فقر در جامعه ایران موثر بوده و در مجموع بعد از انقلاب اسلامی، برخی بهبودهای فوری در وضعیت توزیع درآمدها رخ داده است.

مهمترین شاخصی که اقتصاددانها برای بررسی میزان نابرابری در یک جامعه معرفی می کنند شاخصی به نام ضریب جینی است. ضریب جینی برای سنجش میزان نابرابری در توزیع درآمد یا ثروت در یک جامعه آماری استفاده می شود و رقمی از صفر تا یک یا از صفر تا 100 را دربرمی گیرد.

هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد صفر باشد، برابری بیشتر در توزیع درآمد را نشان می دهد و بالعکس هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد 100 باشد، توزیع نابرابر درآمد را مشخص می کند.

اگر ضریب جینی مساوی با عدد صفر باشد یعنی همه درآمد و ثروت یکسان دارند (برابری مطلق) و اگر مساوی با عدد 100 باشد یعنی نابرابری مطلق است به گونه ای که ثروت تنها در دست یک نفر است و مابقی هیچ درآمدی ندارد.

آمارها و تحقیقیات ارائه شده بر اساس مستندات نهادهای بین المللی مثل بانک جهانی نشان می دهد پیش از انقلاب ضریب جینی ایران حتی از عدد 50 نیز فراتر رفته است. در سال 1968 ضریب جینی ایران 50.2 واحد بوده است. این رقم برای سال 1973 نیز 49.5 واحد بوده است. کمترین ضریب جینی که در میان آمار موجود، از سال های پیش از انقلاب ثبت شده است مربوط به سال 1969 می باشد. ضریب جینی ایران در این سال 41.9 واحد برآورد شده است.

اما با پیروزی انقلاب وضعیت شکاف طبقاتی در جامعه ایران به سمت بهبود میل پیدا می کند به طوری که بر اساس جداول زیر که مستند به آمار بانک جهانی است، ضریب جینی در سال 2013 به 37.3 واحد می رسد که کمترین رقم در طول تاریخ پیش از انقلاب و پس از انقلاب بوده است. بر این اساس، شاخص برابری و عدالت در توزیع درآمد طی 40 سال حدود 26 درصد رشد داشته است.

پیش از این حضرت آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی نوروز 97 در مشهد مقدس فرمودند: " من یک آماری اینجا نوشته ام که این را بد نیست بگویم. منشأ این آمار و کسی که این آمار را داده است، بانک جهانی است؛ یعنی آمار داخلی نیست. اینجا گفته میشود که پیش از انقلاب، ضریب جینی بالای 50 بود. ضریب جینی، یک محاسبه ای است که برای نشان دادن شکاف طبقاتی و فاصله ی فقیر و غنی در کشورها انجام می گیرد؛ هرچه عدد این ضریب بالاتر باشد، شکاف طبقاتی بیشتر است؛ هرچه کمتر باشد، شکاف طبقاتی کمتر است. قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای 50 بوده است؛ در سال 94 ضریب جینی در کشور 38 بوده است؛ یعنی ما این مقدار -فاصله ی 50 و 38- توانسته ایم فاصله ی طبقاتی را کم کنیم."

 

http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-3/262920-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8

20

21

22


نظر

 

 به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است
فرمان داد تا ارزان کنند


 پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست
ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ?? ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه ??
 وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید ??


ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم

  ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی??


 مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد??


 چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند!
وقتى میگن فلانى ماستشو کیسه کرده یعنى این


نظر


تضمین بستن تنگه


به دلیلِ رفتار و گفتار پیشینِ روحانی و شناخت جامعه بین المللی از او، تهدیدِ وی به بستن تنگه هرمز عملا اعتبار بالایی ندارد

و در واقع نمی‌تواند دشمن را وادار به «تغییرِ محاسبات» کند نامه سرلشکر قاسم سلیمانی اعتبار و تضمینِ تهدیدِ

«رئیس جمهور ایران» را به دشمن مخابره می‌کند و عملا باعث تغییر محاسبات دشمن خواهد شد.


نظر

 گزیده محورهای مهم: هاشمی که مُرد ارتباط با حاکمیت برایمان سخت شده. ناطق نمی تواند نقش هاشمی را ایفا کند.


 باید به حاکمیت بگوییم روحانی را حفظ کند چراکه بدون روحانی ما نیز غرق خواهیم شد.
 روحانی باید از ظرفیت اصولگرایان و نیروهای آماده به خدمت بسیج برای گذر از بحران اقتصادی استفاده کند. 


  برای بازسازی تا انتخابات98 فرصت بسیار کمی داریم و از همین الان باید برای باخت برنامه ریزی کنیم.
  باید این نکته را به اروپایی ها بفهمانیم که در صورت ادامه وضع موجود، دیگر روی ظرفیت ما در داخل حساب نکنند و آماده بازگشت انقلابی ها به قدرت باشند.


  حنای اصلاحات و اعتدال با سفره خالی نزد مردم رنگی ندارد.
  نباید بگذاریم شعار مرگ بر گرانی در دوران ما در حافظه تاریخی مردم بماند مانند سالهای 74 و 75


  خاتمی گفت از روحانی عبور کنیم ولی منظور او نمایش عبور از روحانی نزد افکارعمومی بود و روحانی هنوز برگ برنده ما در داخل است